هبوط
........ چقدر دلم میخواهد خوانده شوم! خسته ام از اینهمه سطرِ تو در تو و در هم و خوانده نشده... اما بعد... زلال عطر رضا میوزد زجانب طوس و من گدای قدیمی ولی کمی مایوس هوا هوای زیارت، زيارت مخصوص و من خمار حرم، بي پياله ام افسوس! بي انكه بدانم دعوتنامه را پس دادم يا از من پس گرفته شد! بدنبال كسي ميگردم تا جواب اين خماري را بدهد! همين حالا كه كوفتگي دلم عود كرده! و تا قيامت" برام هيچ حسي شبيه تو نيست" يا حق
نوشته شده در جمعه 21 بهمن1390ساعت
2:39 بعد از ظهر توسط سمیه فیروزفر| |


