تبليغاتX
هبوط


 

همیشه صحبتهای اقا و نکته های ریزی که بهش اشاره میکنند تو تشخیص راه از بیراه برام بهترین چراغ بوده .گاهی واقعا دلم میگیره وقتی عده ای رو میبینم که هنوز نتونستن خودشون رو بزنن به دریای ولایت. اینبار هم با دیدنه استقبال پر شور وعاشقانه مردم شمال کشور از آقا زیر رگبار بارون احساسات عجیبی بهم دست داد

اول احساس شادی عمیقی بود که وجودم رو گرفت. از اینکه میدیدم، برخلاف شایعاتی که ضد انقلابهای داخلی و خارجی درست کردن مبنی بر بریدن ملت از ولایت، مردم باز با تمام وجود حتی وقتی ولی امرشون میگفت: شما زیر باران هستید و من معذب هستم عاشقانه شعار سر دادند که" باران رحمت آمد رهبر ما خوش آمد"  ناخود آگاه یاد شعاری از قبل از انقلاب افتادم که وقتی ازهاری ادعا کرده بود این صداها نواره و صدای مردم نیست، مردم به خیابونها ریختند و یکپارچه فریاد زدند" ازهاری بیچاره، بازم بگو نواره، نوار که پانداره" . فکر کردم چطور ممکنه آدمهایی چنان کور و کر باشند که نتونند ابراز عشق و علاقه و ارادتی اینچنین خالصانه و واضح و آشکار رو از طرف ملت نسبت به رهبر این مملکت ببینند و با بعد با خودم گفتم: اتفاقا میبینند و کاملا هم از این عشق و ارادت مطلعند و چون همین رو خطر بزرگی برای خودشون میبینند سعی میکنند انکار کنند.

 

                

 

دوم یک جور احساس حسادت بود نسبت به مردمی که اونجا زیر بارون ایستاده بودند و قطره های بارون داشت از سر و روشون میچکید. دلم میخواست اونجا بودم تا قطره های بارون با صدای روح نواز آقا قاطی میشد و روح و روانم رو میشست و تازه میکرد.

 

                

 

سوم یک حس خاص بود. یک حس تلخ، با صحبتهای اقا اونجا که گفتن: "ببینید چه چیزی دشمن را خشمگین میکند، آن چيزى كه دشمن را خشمگين ميكند، اين همان خط درست است. آن چيزى كه دشمن را مشعوف ميكند، ذوق‌زده ميكند، سعى ميكند بر روى او هى تكيه كند؛ آن خط كج است؛ اين همان زاويه‌دارى است در بسيارى از موارد آن جائى كه اشتباهى پيش مى‌آيد، با اين معيارها ميشود آن اشتباه را برطرف كرد." یاد عده ای افتادم که تو اتفاقات اخیر علی رغم سابقه ای که داشتند سر از صف حضرات سبز در آوردن و تلخیش از اونجایی بیشتر شد که حتی بعد از اینکه دیدند هم نوا با نوای دشمنان انقلاب شدند نتونستند راه خودشون رو جدا کنند. چند بار به طرق مختلف سعی کردم این دوستان و هم وطنان رو مخاطب قرار بدم و این بار باز هم این دوستان رو دعوت میکنم به تفکر و تدبر بیشتر روی حرفهای رهبر فرزانه و مدبرمون و این جمله از سید آوینی عزیز که گفت:"راهی که دشمن برای ذلت ما انتخاب کرده است بهترین راه است تا برای عزت خویش انتخاب کنیم، بازگشتن درست از همان راه که او ما را برده است."

                                                                                                         ومن الله توفیق

 

پی نوشت:

۱.گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

  گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

  گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند

  شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

 ۲.در وبلاگ نفسانیات یک من، مطلبی هست با عنوان دوستت دارم مرد اگر مایل بودید بخونید من که خوندم و خوشم اومد فقط اخرش به این نتیجه رسیدم این کلمه دوست داشتن اونقدر برای احساسات دم دستی و زود گذر استفاده شده که مفهومش رو از دست داده. ای کاش فرهنگستان ادب پارسی یک همتی بکنه و یک کلمه جدید بسازه برای بیان احساسات عمیق و ریشه دار.

۳.التماس دعا

یا حق

 

+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 6:4 قبل از ظهر توسط سمیه فیروزفر |

 

دیشب سخنرانی احمدی نژاد باعث شد تا به بهانه دیدن مراسم و حواشی آن از ماهواره جهت صرف شام خراب شوم منزل عزیزی و دلی از عزا درآورم. آخر شب میزبانان به خواب رفتند و من ماندم و بی بی سی پرشین و صدای امریکا. خدا عوامل هر دو شبکه را خیر دهد که حسابی خاطرمان را که از عصر به سبب دیدار رفقا و گشت و گذار مفرح شده بود مفرح تر کردند با برنامه هاشان. بسی خندیدم و روانی تازه گشت. تا به حال اینهمه حرف احمقانه و بی ذره ای تفکر، یکجا نشنیده بودم که در این چند ساعت پای برنامه های این دو شبکه وزین!! شنیدم.

به دلایلی شدیدا مخالف داشتن ماهواره در منزل بودم و هستم و دیشب دلیل دیگری بر دلایلم اضافه شد و آن اینکه واقعا احساس کردم حیف از وقت نیست که صرف شود جهت دیدن چند مجری احمق و چند گزارشگر که ذره ای فن گزارشگری نمیدانند و شنیدن حرفهای عده ای ایرانی که هر چه سعی کردم از بین حرفهای حد اقل یکیشان 4 جمله حرف حق که نه، چهار جمله دارای مفهوم درست بشنوم تلاشم نتیجه ای نداد. و فکر کردم همان وقت را میشود گذاشت برای مطالعه ای مفید و یا گفتگو با دوستان و اعضاء خانواده و یا حتی استراحت برای جبران کسری خواب هفتگی، چه بسا خواب که باشی درست که کار مفیدی نمیکنی ولی لا اقل استراحتی به مغز داده ای و حرص هم نمیخوری از دست حماقت برخی. و جالب اینکه افراد مذکور عجب ارادتی داشتند نسبت به اوباما و من با خود می اندیشیدم "چه بخت برگشته ایست این پرزیدنت اوباما با این ارادتمندانی که نصیبش گشته!".

نکته جالب دیگر اینکه گزارشگر خلاق و فیلمبردار خلاق تر بی بی سی که به ادعای خودشان شاهد تجمع چند صد نفری سبزپوشان در مقابل سفارت ایران در لندن بودند از ابتدا تا به پایان فقط از یک زاویه تنگ یک تجمع ده، پانزده نفره را به تصویر کشیدند! و صد البته این خلاقیت میتواند دلایل متعددی داشته باشد از جمله نداشتن امکانات جهت فیلمبرداری! ویا کم عرض بودن خیابانهای لندن!!! و نبود فضای مناسب جهت چرخش دوربین.شاید هم همه اینها از تفکر نوع دوستانه این عزیزان ناشی میشد از ان جهت که  رعایت حالمان را کردند مبادا از دیدن خیل عظیم چند صد نفره سبزپوشان قالب تهی کنیم! لذا از همین تریبون نهایت تقدیر و تشکر خود را از عوامل این دوشبکه وزین اعلام میدارم.

بی بی سی مچکّریم، وی اُ اِی مچکّریم.

والبته جهت درک هر چه بیشتر اعداد و ارقام مورد ادعای( موج سبز که چه عرض کنم، کَف سبز) خواندن این مطلب مفید میباشد

پروردگارا دشمنان مارا از عقلا قرار بده، آمین.

 

پی نوشت:

1.از گورکنی پرسیدند تو که هشتاد سال است گور میکنی عجایبی هم دیده ای؟ گفت: عجیب تر از این ندیدم که 80 سال است گور میکنم و هنوز باورم نیست که روزی خواهم مرد و آن روز ممکن است همین امروز باشد. "مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم ، جرس فریاد میدارد که بربندید محملها". دیدن کامنتهای این وبلاگ شاید کمکی باشد برای درک این مطلب(فاتحه فراموش نشه).

2.اکنون کاری را شروع میکنم که میتوانستم پنج سال پیش شروع کنم، اما از اینکه برای آن پنج سال دیگر صبر نکردم دلشادم.

3. یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

    آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

4.التماس دعا( برای درک این پی نوشت به پی نوشت مطلب سفره خالی مراجعه شود)

یاحق

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط سمیه فیروزفر |

عجب رنج بزرگی‌ست "زنده بودن"، حتی "بودن"، خود، مصیبتی‌ست و ، "ماندن" که می‌کشد! درد بزرگ و بی‌درمان "گم کردن" است، "دورافتادن".

 

خانه
پست الکترونیک
آرشیو