تبليغاتX
هبوط


 

صبر را معنا و مفهومی بنام زینب است احترام عشق هم از احترام زینب است ...

 

پس از یک اربعین هجران و دوری

چهل شب در بیابانها صبوری

پس از یک اربعین شب زنده داری

چهل شب در فراغت آه و زاری

پس از یک اربعین رنج و اسارت

تماشایی شدن در شهر غربت

پس از یک اربعین هجران عباس

شمیم جان فزا آید از آن یاس

پس از یک اربعین نور دوعینم

رسیدم کربلا نزد حسینم

چهل روز است در سوز و گدازم

نشسته خوانده ام هر  شب نمازم

پس از یک اربعین دوری برادر

رسیدم کربلا محزون و مضطر

منم زینب برادر در کنارت

ببین اهل حرم را بر مزارت

منم زینب ز جا برخیز یک دم

ببین این کاروان را غرق ماتم

زجا برخیز ای امید خواهر

نظاره کن مرا بی یار و یاور

دگر سویی به چشمانم ندارم

زهجر تو برادر بیقرارم

ببین این قوم دون با ما چه ها کرد

که هر چه کرد در شام بلا کرد...

اصل نوشت:

 در حالى كه یزید باد به دماغ انداخته بود و اين موفقيتهاى ظاهرى او را سرمست كرده بود و تدريجا خيال برايش پيدا شده بود و اين شكست ظاهرى امام حسين را يك نوع عنايت‏خدا به خودش تلقى مى‏كرد(اگر به عقيده او خدايى وجود داشته باشد)،حضرت زينب به او فرمود:تو حالا چون ما را به اين وضع مى‏بينى باد به دماغت انداخته‏اى و سينه‏ات را سپر كرده‏اى،تو خيال كرده‏اى اين يك لطف و عنايتى است از خدا به تو و يك خوارى است از خدا براى ما؟مگر آيه قرآن را فراموش كرده‏اى يزيد؟ «و لا يحسبن الذين كفروا انما نملى لهم خير لانفسهم انما نملى لهم ليزدادوا اثما» كافران خيال نكنند كه اگر ما به آنها مهلت داده‏ايم اين خير آنها و نعمت است،اين يك نقمتى است در پوشش نعمت.اين طور نعمتها، نعمتها به كسانى است كه حتى استحقاق اينكه جلوى گناه بيشترشان هم گرفته شود ندارند. مهلت مى‏دهيم كه هر چه بيشتر گناه كنند و بيشتر معذب باشند و تو از آن گروه مردم هستى. و لهم عذاب مهين و براى آنها عذابى است كه آنها را سخت‏خوار خواهد كرد،عذاب خوار كننده و ذليل كننده.

وبراستی که کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود....

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط سمیه فیروزفر

 

این جمله از شهید آوینی همیشه توی گوشم زنگ میزنه:

راهی که دشمن برای ذلت ما انتخاب کرده است بهترین راه است تا برای عزت خویش انتخاب کنیم؛ باز گشتن درست از همان راه که او ما رابرده است.

این روزها اخبار مربوط به نامزد های انتخابات ریاست جمهوری و سر و دست شکستن و حمایت یک سری آدمها و سایت های معلوم الحال از برخی از این نامزد ها شدیدا باعث شده معنی این جمله سید عزیز رو بیشتر درک کنم مثلا اینجا و اینجا رو ببینید  و باز طبق معمول :

اللهم اهدانا الصراط المستقیم

 

پی نوشت:

1.همیشه با یک نگاه به نهج البلاغه میشه بهترین پند ها رو دید که دقیقا مطابق باشه با اون سوژه ای که داری دنبالش میگردی در راستای گفته شهید اوینی داشتم نهج البلاغه    رو ورق می زدم که این حرف نغز مولا رو دیدم :

 دوستانت بر سه گونه اند: دوست تو، دوست دوست تو، دشمن دشمن تو

 دشمنانت بر سه گونه اند: دشمن تو، دوست دشمن تو،دشمن دوست تو .

 

2.دیروز صبح که برا راه پیمایی از خونه زدم بیرون دیدم صدای دعای عید داره پخش    میشه«اَللهُ اَكْبَرُ اَللهُ اَكْبَرُ لاٰ إلٰهَ إلاَّالله واللهُ اَكْبَرُ وَلِلّٰهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلىٰ مٰا  هَدٰانٰا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلىٰ مٰا أوْلاٰنٰا»...برا اولین بار بود از ستاد برگزاری راه پیمایی چنین حرکت خلاقانه ای میدیدم عمیقا حس شکر گذاری رو در قبال پیروزی انقلاب تو آدم زنده میکرد. بعد هم حرکت غیر خلاقانه و تقلیدی ولی بامزه پرتاب کفش. از اول دهه فجر منتظر همین بیست و دوم بودم اونوقت دیروز که راه پیمایی تموم شد میخوندم «صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت» حالا تا دهه فجر دیگه کی مرده کی زنده است. 

 

3.زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش در هرکران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

۴. همین الان خبر فوت استاد منوچهر احترامی رو شنیدم روحش شاد و قرین رحمت باد. اگه خواستیدمیتونید در موردش اینجا بخونید

 ۵. به مناسبت فرا رسیدن اولین سالگرد  شهادت حاج عماد مغنیه خوندن این وبلاگ رو بهتون توصیه میکنم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط سمیه فیروزفر |

 

بار الها

برای همسایه ای که نان ما را ربود نان

برای آنان که قلب ما را شکستند مهربانی

برای کسانی که روح ما را آزردند بخشش

وبرای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم.

                                                    (دکتر شریعتی)

 

ارمغان شبهایی سخت و دلهره آور ، استرسی است که هر بار پس از شنیدن صدای زنگ گوشی بر من وارد میشود و خاطراتی تلخ را در ذهنم به تلاطمی دوباره وا می دارد. دیر وقت  است زیر نور چراغ مطالعه نشسته ام  به خواندن که صدای گوشی بلند میشود همان اضطراب مبهم باز به سراغم  می آید اما طپش قلبم که با صدای زنگ شدت گرفته با شنیدن صدای آن طرف خط آرام تر میشود. این بار نارفیق نیست؛ رفیقی است که برای تقسیم بار غمش تماس گرفته: دعا کن، حال بابام اصلا خوب نیست.

چیزی برای گفتن ندارم جز خزعبلاتی که به هم میبافم به امید تسلایش .تماس قطع میشود؛ عرق شرم بر پیشانی ام نشسته؛ با خود می اندیشم  پدر او شیمیایی شد تا امروز ما هر روز شبهه ای نو در افکنیم و هنوز پاسخ آن را مزمزه نکرده در فکر طرح شبهه ای دیگر باشیم مبادا که در دنیای امروز و در میان به اصطلاح نو اندیشان متهم شویم به جمود فکری....

پی نوشت:

۱)«واللهُ یهدي مَن  یَشاءُ الي صراطٍ مُستَقیم: وخدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند» این آیه بارها در قران تکرار شده و این تکرار بارها در ذهنم تکرار میشود و سوالات مختلفی را در ذهنم میپرورد؛ اینهمه تاکید برای چیست؟ خدا چه کسانی را هدایت می کند ؟و یا بهتر انکه بگویم اراده خدا بر این قرار گرفته تا چه کسانی را هدایت کند؟

و نتیجه کاووشم فقط یکی است: اراده خداوند بر این قرار گرفته تا کسانی را هدایت کند که خود خواهان هدایتند.

الهي اهدِنا الصّراطَ المُستَقیم 

۲)گاه زخم هایی که به پا داشته ام           زیر و بم های زمین را به من آموخته است

۳)شیرین دروغ و دختر ترسا دروغ بود
افسانه های حوری تنها دروغ بود
در نقشه، کوه، دور و بر بیستون نبود
فرهاد و کوه و تیشه سراپا دروغ بود
العشق شبه حادثه ی غیر واقعی
اول نگاه آدم و حوا دروغ بود
یکبار هم به حرف دلت اعتماد کن
شاید که حرف مردم دنیا دروغ بود!
نزدیک صبح از تب کابوس می پرم
مثل همیشه قصه ی رویا دروغ بود

۴) حیفم اومد توصیه تون نکنم به خوندن دو پست اخر وبلاگ مجاهدین .

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط سمیه فیروزفر |

عجب رنج بزرگی‌ست "زنده بودن"، حتی "بودن"، خود، مصیبتی‌ست و ، "ماندن" که می‌کشد! درد بزرگ و بی‌درمان "گم کردن" است، "دورافتادن".

 

خانه
پست الکترونیک
آرشیو